X
تبلیغات
توپخانه سمپاد

توپخانه سمپاد

همه به جای خود...آماده...هدف...آتش...×*×*×...BOOOOM...×*×*×

بررسی علت افزایش شهریه مراکز سمپاد

بررسی علت افزایش شهریه مراکز سمپاد

_______________________________________________________________

در سال جدید ، مراکز سمپاد با افزایش چشم و گوش و دماغگیر شهریه ها روبرو شده اند . به همین دلیل و در راستای شفاف سازی مسائل مربوط به شهریه ها و در جهت توجیه کردن والدین و دانش آموزان گرامی ، مطلبی با مضمون :

 

چرا شهریه ها بالا رفت ؟ یا چگونه افزایش شهریه ها را نادیده بگیریم و چک بکشیم

 

به رشته ی تحریر در آوردیم که خواهید خواند :

 

دلیل اول) بالا بردن شهریه ها کمک بسیار زیادی به مدیران در رابطه با کنترل دانش آموزان می کند . بدین صورت که برخی از والدین قادر به پرداخت نقدی شهریه ها نیستند و چک های چند ماهه و سربرجی می کشند و اگر دانش آموز مربوطه شلوغی کند مدیر وی را به یک گوشه می کشاند و این طور می گویند :

 

« هوی ... اگر یک بار دیگر توی مدرسه واسه من قلدر بازی در بیاری / مانتوی تنگ بپوشی و ابروهات رو بگیری ، چک باباتو می ذارم اجرا تا اشکات در بیاد »

 

دلیل دوم) زیاد شدن شهریه ها تاثیر مستقیم بر اقتصاد کشور و کاهش تورم دارد بدین صورت با گرفتن پول های دو برابر از والیدن میزان پول رایج در کشور کمتر شده ، در نتیجه تقاضا برای کالا کاهش یافته و کفه ی عرضه و تقاضا در ترازوی تورم یکسان گشته و در نتیجه تورم با حساب تعداد شهریه های دو برابر کاهش می یابد و در این میان از همه مهمتر مشتی محکم زده می شود بر دهان آمریکا

 

دلیل سوم) این تصمیم را دکتر اژه ای گرفت تا دانش آموزان سمپادی با سوادتر شوند . بدین صورت که والد به فرزند خود این چنین می گوید :

« یک میلیون تومن شهریه می دم که بشینی پست کامپیوتر Counter Strike  بازی کنی ؟؟ بلند شو گمشو برو بشین به درس و مشقت برس آشغال کثافت بیشعور بی نظاکت بی پدر مادر »

با این کار هم دانش آموز بیشتر به درس خود توجه می کند هم والدین به درس خواندن وی اهمیت زیادی می دهند .

 

دلیل چهارم) این اقدامات برای مبارزه با مدارس مشابهی بود که چین در ایران با نام های سمقاد ، سمپاش ، سمنو ، سماق و ... با قیمت های نازل تر و با کیفیت بیشتر تاسیس کرده است . بدین صورت که با افزایش نرخ ، والیدن فرق بین سمپاد های اصل و انواع خارجی را متوجه می شدند و برای حمایت از تولید کننده ایرانی در مدارس اصل سمپاد نام نویسی می کنند .

 

دلیل پنجم) یکی از ادله ی افزایش شهریه ها این بود که والیدن و دانش آموزان کمی سختی بکشند تا یاد و خاطره ی 8 سال دفاع مقدس و سختی هایش برای آن ها زنده شود و در همین راستا نسل سوم انقلاب با انقلاب و دستاورد های آشنایی پیدا کنند تا امید های آمریکا در جهت انحراف نسل های 3 به بعد انقلاب تبدیل به نا امیدی شود . باشد که دندان هایش خورد شوند .

 

دلیل ششم) یکی از دلایل افزایش شهریه ها سیاست گذاری های البته به جای رئیس جمهور محترم ، آقای احمدی نژاد ، و اعضای خانه ی مردم ، نمایندگان محترم/محترمه ، بوده است . همانطور که می دانید تحریم های اقتصادی بسیار زیادی در راستای دست یابی ایرانیان به حق مسلم آنها پیش رویشان است . گران تر شدن شهریه ها کمک شایانی به افزایش میزان تحمل والدین و فرزندانشان در مقابل تحریم های اقتصادی می کند . و از آنجایی که در هر جامعه قشر تیزهوش و بناگوش از کابقی اقشار مهمتر هستند ، سیاست گذاران با این عمل قشر تیزهوش را برای تحمل این بار سنگین آماده کرده است .

 

دلیل 7) بالا رفتن شهریه ها ارتباط مستقیم با گران شدن نفت و گاز در جوامع بین المللی دارد بدین صورت که سیاست مداران نفت و گاز را طی یک قرارد داد 99 ساله به کشور های پیشرفته می فروشند و امکان دارد در زمستان ها نفت و گاز کم بیاید و در نتیجه پشت سر گازهایی که به خارج صادر می کنیم ، نیاز داشته باشیم تا گاز وارد نمائیمو احیانا با کسری بودجه مواجه شویم که این کسری بودجه را می توان با شهریه های دوبرابر و .... حل کرد .

 

و ...

البته دلالیل بسیار زیادی در مورد اینکه چرا شهریه ها افزایش یافته است موجود می باشد که موارد بالا از مهمترین های آن ها بود .یکی از مقامات نیز این چنین ابراز داشت که بالا رفتن شهریه ها در راستای از بین بردن مهاجران چینی و افغانی بوده است که پول کم می گیرند و کار زیاد می کنند . چون قیمت بالای شهریه ها با توجه به جنس و کیفیت آن ها باعث جر خوردگیشان می شود .

 

با تشکر


تقدیم به عنصر 55 به مناسبت تولدش . مبارکه !


به علت مشكلات شخصي ، استعفاي خودم رو اعلام مي كنم (موزي)

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 23:12  توسط سرلشکر موزی  | 

تاسيس سمپادا

جلسه ي دوم اعضا تشكيل شد:

موضوع بحث:سمپادا

طبق صورت جلسه ي دوباره بعد از واريز بودجه دستور تشكيل سمپادا داده شد.

جلسه بسيار علني مي باشد و در ادامه ي متن قابل مشاهده است.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 6:27  توسط اهل آبادی  | 

جلسه ي اول شورا

قرار نبود به اين زوديا پست بزنم اما نشد(حدودا ۵ دقيقه از پست قبلي مي گذره.)

يه جلسه ي فوري بايد برگزار شه.

تو پست قبلي ذكر شد كه مدرسه راهنمايي نداريم.به مسائل امنيتي اين قضيه اعلام شد ولي اصل قضيه اينه كه داشتيم اما صاحابش پاشد اومد گفت جمع كنيد اوقول منقيلو.

البته از اونجايي كه ثبت نام ها انجام شده و دانش آموزا علاف مي مونن و از جايي كه النظاف السنتي بايد حتما مدرسه جور شه.

لازم به ذكره كه يك اقدام مسالمت آميز براي حفظ مدرسه انجام شد.طبق اين عمل با صحبت و مذاكره ي منتطقي (بدون دخالت زور و اجبار) سعي در توضيح مسئله با صاحب خونه داشتيم كه مثل اينكه ايشون منطقي تر بودن.چون در حال مذاكره ديديم حاج مشتي ممد ريش سفيد اومد و گردن مارو گرفت و گفت :"درسته كه تعليم و تعلم بسيار مهمه اما يادتون باشه نمي شه خونه اي رو به زور از كسي گرفت حتي اگه اون فرد عموم باشه."(خدا عمر بده)

با اين حساب تكليف دانش آموزا مشخص نشد.

براي همين شورا يك جلسه ي فوري نيمه علني تشكيل داد.

البته اين جلسه در ادامه ي مطلب برگزار شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 5:52  توسط اهل آبادی  | 

قصه هاي آبادي

سلام

از امروز با بخش قصه هاي آبادي در خدمت شما هستيم.

در اولين پست اقدام به معرفي آباديمون مي كنم.

آبادي ما در چندصد كيلو متري تهرانه و ما از توابع شهر تهران محسوب مي شيم.

حتي خيلي هواي آبادي مارو دارن ، طوري كه چند وقت پيش سه تا مامور جديد براي حفاظت مرز كنار ما فرستادن.

ده ما يه شورا داره كه متشكل از ۷ نفره

محسن آقا (باباي كريم استعداد)، آق مدير(همون معلم ،  كه از تهران اومده) ، سكنيه خانوم(كه توسط حزب فمنيستا روي كار اومده) ، سعيده خانوم (مي گن با يكي از عزيزان شهر همجوار فاميله) ، حاج مشتي ممد ريش سفيد(نفر اول شورا و رئيس شورا) و دو تا عزيز ديگه كه بعدا معرفي مي شن.

ضمنا ملي خانوم (مادر كريم استعداد) عضو علي البدل شوراست و البته راه يافتن ايشون به عنوان عضو علي البدل به شورا ربطي به ارتباط با محسن آقا نداره.

در حال حاضر ما داراي يك مدرسه ي ابتدايي هستيم كه دانش آموزان سال پنجمش فارغ التحصيل شدند و اعضاي شورا در صدد احداث مدرسه ي راهنمايي هستند.

ضمنا دختراي مدرسه فقط دروس رياضي و علوم رو پيش آق مدير درس مي خونن.بقيه ي دروس رو به دليل عدم امكان استفاده از مدير مرد براي دخترا پيش ملي خانوم برگزار مي شه.

لازم به ذكره كه هنوز دختري نتونسته از كلاس چهارم ابتدايي بالاتر بياد

بعد از سال سوم دو راه براي دختران وجود داره

يا بايد بيوفتن يا بايد شوهر كنن.

البته براي ارتقا سطح علمي مدرسه اعضاي شورا تصميم گرفتن كه كسايي كه سه بار رفوزه مي شن رو اخراج كنن.

فعلا بايد برم ، برق ده تا چند لحظه ديگه مي ره.

خداحافظ.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 5:15  توسط اهل آبادی  | 

نظرات

مگه بدبختي چيه؟

نشستيد تو خونتون و پاي نت و به شدت در حال تلاش و فعاليت براي نجات كشور (بخونيد خونتون )هستيد.(فرض مي كنيم شما مذكر بوده و مشكلي خيلي برزگي هم نداريد.)

در حال چك كردن نظرات وبتون هستيد(مثلا يه وب مثل همين توپخونه)

يهو....

ادامه مطلبو بخونيد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 4:53  توسط اهل آبادی  | 

ورود ، نظر ، معرفي

سلام

من نويسنده ي جديد توپخونه هستم.

اول يكم در مورد خودم مي گم.

يه پسرم كه فوق العاده فمنيستم.(زن سالار افراطي)

اگه اين موارد رو توي يه پست ديديد نمي خواد اسم نويسنده رو بخونيد ، اون منم:

۱.محسن نامجو ۲.شاهين نجفي ۳.زن ۴.اوهام ۵.آروم باشيد

 

در ضمن نظر من با نويسنده هاي ديگه يكم مغايره و نوشتن تو اين وبلاگ به منزله ي تاييد نظر بقيه نيست.(هرچند كنار هميم و از اين مي شه برداشتهايي كرد.)

بسه ديگه زيادي آشنا شديم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 4:39  توسط اهل آبادی 

آرم

تا حالا به آرم سمپاد توجه کردین ! ؟

شامل یک  گردی تو وسطش با 8 تا فلشش دورو برش که دارن به  بیرون از گردی اشاره می کنن !

پس از سالها  تحلیل و فسفر ریزی روی این آرم تازه فهمیدم این اژه ای پدرسگ عجب مخی داره که  این همه مفهومو چپونده تو یه آرم !

1 . اولین مفهوم : از هر هشت نفری که پاشونو می زارن تو سمپاد هشت نفرشون می خوان از سمپاد فرار کنن .

2 . دومین مفهوم : فرار مغز ها ! اگرم فرار نکردن دایره رو این قدر تنگ می کنن تا به طور خود کار یارو بره .

3 . سومین مفهوم :  ما به پدر مادر ها تضمین می کنیم طی 8 سال موهای بچه ها تونو سفید کنیم ، این 8 سال از پنجم ابتدایی که تیزهوش مورد نظر خودشو برای کنکور سمپاد آماده می کنه شروع می شه .

4 . چهارمین مفهوم : دانش آموزان عزیز در مدارس در 8 وادی زندگی آموزش می بینند :

                                I.            خواندن وافر درس ( مهندسی از عقب )

                              II.            ورزش ( شامل : دو با مانع ، دیوار نوردی ، ... )

                            III.            ارتقای سطح ایمان جوانان ( تعداد بالای متقاضیان شرکت در کنگره ی قرآنی سمپاد گویای خیلی چیزاست )

                            IV.            اقتصاد ( = شهریه مدرسه ، وقتی که پدر تا سال دیگر که بخواهد شهریه بدهد پول ندارد )

                              V.            ادب ( ساختن فحش )

                            VI.            مواجه با مشکلات ( جیم ، موکولیشن )

دو مورد پایانی بسته به جنسیت تیزهوش ، مکان مدرسه تیزهوش ، مقطع تحصیلی تیزهوش و ... متغیر است .

   حالا باز بگین اژه ای چیزی حالیش نیست .!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 0:46  توسط کلنل خفت  | 

ما با این همه دانایی هیچ نمی دانیم

سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان ، آنچه که همه به دنبالشند و هیچ کس به دنبال آن نیست . سازمانی برای همه کس و هیچ کس.

سازمان محترم سمپاد پیش از تصویب اساسنامه تنها مربوط میشد به دو مرکز آموزش تیزهوشان در تهران و تحت نظر دفتر کودکان استثنایی!!!(مردم در آن زمان فرق مستعد یا تیزهوش با استثنایی را نمی دانستند) تا اینکه در سال ۱۳۶۶ بالاخره این ویروس مهلک جایگاه مستقل خودش را یافت و در تهران شروع به تکثیر کرد. ( چون در آن موقع فقط در تهران دانش آموز مستعد و تیزهوش پیدا میشد، پس جای امیدواری بود که این ویروس به زودی تکثیر نشود!) تکثیر این ویروس نه تنها با زاد و ولد بلکه با تخم گذاری نیز همراه بود. حتی چند مورد دیده شده که این ویروس از طریق گرده افشانی هم تکثیر شده است و رکورد دار تکثیر بود که تا سال ۱۳۸۴ پس از مورخ ۳ تیر این رکورد شکسته شد و در جایگاه دوم قرار گرفت...

جواد اژه ای رئیس هیئت امنای سازمان شد و هیچ کس نفهمید که چرا؟؟؟ و چرا جواد اژه ای همچنان حواد اژه ایست و تغییر نمی کند؟ و چرا هیچ کس نظری درباره ی ریاست او نمی دهد؟ و چرا او سمپاد را دو دستی چسبیده؟ و چرا هر روز بر ایشان افزوده می شود؟و چرا نظر سمپادیها درباره ریاست مهم نیست؟ و چرا و چرا و چرا؟ و هزاران چرای دیگر... که هیچ وقت پاسخی به آنها داده نشد...

سمپاد آغاز شد...سمپاد تکثیر شد...سمپاد تنها نتوانست از ایران خارج شود چون کشورهای دیگر آنتی ویروس سمپاد داشتند... هیچ استانی بی سمپاد نماند...همه تب سمپاد گرفتند...اما جواد فهمید که یک جای کار سمپاد می لنگد:

-دست تنها نخواهم توانست حال کنم و حال ندارم این همه مرکز زیر نظر داشته باشم. آخر من هم زن و زندگی دارم. علاوه بر این من یک شیخ نیز می باشم. من خیلی کار دارم و حوصله ندارم. امتیازش کافیست!

در نتیجه........................................

در اسفند ماه ۱۳۷۹با تصویب قانون تجمیع از سوی شورای عالی تغییراتی در ساختار سمپاد پدید آمد و سازمان اختیار مدارس تحت پوشش خود را تا حدودی در شهرستان ها به سازمان آموزش و پرورش استان واگذار کرد و رئیس سازمان بر اساس اجازه نامه وزیر تنها بر مدارس تهران مدیریت می کند. جواد آزاد شده بود! حال می توانست راحت با زن و فرزندش زندگی و یک شیخ باقی بماند!!!!!!!

سمپاد تکثیر شد. در مراحل آخر تکثیر والدین پدر فرزندان را در آوردند. قرار شد با آزمون تستی مستعدین را کشف کنند. معدل ۱۹ به بالاها کف کرده بودند. این کلاس تقویتی اون کلاس تقویتی ، این کلاس تست ، اون کلاس تست ، فلان استاد، بلان استاد، کسی که هوش و پول را با هم ندارد! احتمالا هوش، خلاقیت و پیشرفت مواد این آزمون هستند، آن هم یک آزمون تستی!!! 

پیوست شماره ۱ : کشف عادلانه و صحیح استعدادها و آموزش کاملا درست و حرفه ای به این استعدادها

 ۵۰۰۰ نفر استعداد واقعی کشف شدند. آخر یک آزمون تستی روشی صحیح برای این کار می باشد. کسی که شانسی نمی زند؟ کسی هم که خانه ای را از روی استرس اشتباه پر نمی کند؟ راه دیگری برای شناسایی استعدادها نیست! عمرا بتوان مثلا در طی دوران تحصیل در دبستان و  یا از طریق ارزیابی سوابق و معیارهای موجود دانش آموز مستعد و تیزهوش شناسایی شود.

اما شیرزاد عبداللهی، کارشناس آموزش و پرورش آزمون تستی را عادلانه ترین نوع گزینش می داند و در جواب به این طعنه می گوید:

- اگر بخواهیم بر اساس سوابق تحصیلی انتخاب کنیم باز هم پارتی بازی و اعمال نظرهای شخصی در آن دخالت داده می شوند. شاید تست بهترین روش نباشد اما عادلانه ترین روش است که در آن دانش آموزان در شرایط برابر مورد سنجش قرار می گیرند!!!درست است که آزمون تستی متکی به حافظه بوده و یکی از ایرادهای آن ضعف خلاقیت است ولی در میان روش های دیگر این امتحان دقیق تری است.

از آنجا که ایشان دارای اطلاعات عمومی بالایی می باشند و  به خودشان و بقیه اعضای آموزش و پرورش و سمپاد و ... شک دارند و هیچ مدیریتی این وسط نیست ما هم این روش را در این مملکت گل و بلبل ناچار عادلانه ترین روش اعلام می کنیم!

این کارشناس خبره یک بار یک حرف راست در زندگیش زد... مدارس راهنمایی و دبیرستان سمپاد درس هایی را در حد علوم دانشگاه می خوانند. او می پرسد: (ما هم می پرسیم!!!!!!!!!!!)

- چه نیازی است که جوان های مقطع راهنمایی و دبیرستان دروس بالاتر از سطح خود را بدانند؟

او معتقد است سطح بالای دروس این دانش آموزان را از سن نوجوانی دور می کند و بیش از آنکه زندگی کنند درگیر درس می شوند.

اما وخامت اوضاع خیلی بیشتر از این حرف هاست!!! سمپاد آموزش می دهد و در ذهن ما تند تند می چپاند و ما طوطی وار می خوانیم. کلی خوشحالیم و احساس می کنیم خبریست و آپولو هوا کردیم فلان مسئله را حل کردیم ولی نمی دانیم که ما با این همه دانایی هیچ نمی دانیم!!!!!!!! چه مسئله هایی رو که حل نمی کنی و خودت نفهمیدی که کتاب مبتکران را قورت دادی چون داشتی مسئله حل می کردی! خود را در اتاق حبس می کنی تا بتونی آدنین و سیتوزین و گوانین و ... رو از تروریست و فاشیست و صهیونیست تفکیک کنی! چه جالب که تو می توانی حل کنی اما نمی توانی از آنها استفاده کنی. در زندگی ، در کار و هر جای دیگر. این یعنی ساختن یک مغز پر اما خالی و روحی زخمی و خسته و جسمی آزرده از دانش و آگاهی...

 پیوست شماره ۲ :  دوران شمار یک سمپادی

راهنمایی : خرخونی به حد اعلی و ۲۰ و هیچ کس نتوانست فرق خرخونی و تیزهوشی را بفهمد.

دبیرستان سالهای اول دوم و سوم زنگ های دروس تخصصی: در حیاط یا در کلاس نشسته دست می زنی و شعر می خوانی و معلم نداری یا اگر داری ۶ در میان می آید و تو کلی چیز یاد می گیری.

دبیرستان سالهای اول دوم و سوم زنگ های دروس عمومی : یا در حال چرت زدن یا در حال خواندن برای امتحان زنگ بعد یا در کف خراب کردن امتحان زنگ قبل یا در استرس امتحان ریاضی تکمیلی فردا که دبیرش زیر پوستی میومد سر کلاس... یا تو فکر یه استاد که میگن پروازیه ولی اهله شهر خودتونه و وقتی هوا گرمه پیداش نمیشه......

پیش دانشگاهی : از شهریور از ساعت ۶ صبح یه وقتایی تا ۹ شب ... کارت از خرزنی گذشته شده سگ زنی... یه پایه ضعیف با یه عالمه مطلب با یه ذهن خسته پشت نیمکت و یه کلاس در بسته یه استاد که مثل خر تو گل گیر کرده که چجوری یه درس سال اول دبیرستان رو به تو حالی کنه؟

کنکور: یه استرس وحشتناک... یه نگرانی از اینکه نکنه فلانی قبول بشه من نشم آبروم بره... یه ذهن پر از افکار در هم و برهم... یه برگه سوال... یه پاسخنامه... با یه مداد که دلت می خواد بشکونیش...شاید فکرهای بد هم به کلت بزنه... 

ویژه نامه پیک سنجش (قبولی های کنکور) : درصد قبولی مدارس سمپاد هر سال پایین تر می آید ... (امسال که واقعا آبرو ریزی بود) دنبال اسم خودت که آبیاری گیاهان دریایی کویر لوت قبول شدی... نمیری...خدا داده پیام نور و علمی کاربردی ...

   حرف آخر    

استعداد ها سرکوب شدند... مدارس عادی و نمونه موفق شدند...همه چی به ضرر ما و و ما تازه می فهمیم چه کرده ایم ... و وقتی که فهمیدیم باز هم بی صدا می نشینیم به امید اینکه یک روز یک منجی بیاید ... ما خود چلاق بوده و کر و لال و کور و کچل می باشیم نمی توانیم.

پس همچنان می نشینیم و منتظر می شویم اگر فریادی هم از گوشه و کناری بر آمد صبر می کنیم تا خفه شود و به صدای خود به صدای او جان نمی دهیم. شاید هر روز آمار خودکشی سمپادی ها بالاتر رود......... می نشینیم.......................


پی نوشت : توی قسمت دوران شمار یک سمپادی منظورم با همه نبود . کسانی هم بودند که واقعا موفق شدند. انکار نمی کنیم. سمپاد برای خیلی ها پل پیشرفت بوده. اما منظور من بیشتر با کسایی بود که اگر سمپاد نمیومدند مسیر زندگیشون بهتر از الان بود. کسایی که امیدشونو از دست دادند منزوی شدند و حتی دست به خودکشی زدند... سمپاد اگر استعدادهای درخشان رو شناسایی کرد باید بتونه اونا رو پرورش هم بده... خودشو می بازونه یا واقعا می بازه؟ شاید بردن اون باختی باشه برای ما....

 

کف کرده نوشت: شایعاتی هست مبنی بر اینکه اژه ای عوض شده و دیگه رئیس نیست. اما من باورم نمیشه. تحقیق می کنم راجع بهش یه پست میدم. اگه شما هم چیزی می دونین بگین لطفا....

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 2:33  توسط عنصر 55  | 


بدون شرح ! (دهان همه ی نویسندگان را با یک عکس آسفالت می کنیم)

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 19:48  توسط سرلشکر موزی  | 

کله پاچه

سلام به همه مهم نیس که کله پاچه دوس داری یا نه مهم اینه که سمپادی باشی 

روزی روزگاری سمپاد:

در دوردست ها دهی بود که در دوردست هایش کوره دهی بود که در کوچه پس کوچه های دوردستش 

مرکز سمپادی قرار داشت. این مرکز سمپاد بر خلاف تصور خیلی مجهز بود.به چی؟ آها مسئله این است

 به طور مثال برای آزمایش های زیست در جوی رو به روی این مدرسه انواع و اقسام زالوها قورباغه های

باتلاقی

 قورباغه های غیر باتلاقی انواع کرم ها و ...یافت میشد. طی کاوش های روزانه روزی ما درحیاط شلوغ

جسد یک موش و یک سوسک و همچنین فسیل ارزشمندی از یک مارمولک مربوط به دوره

اکوپومولوبونوس یافت شد. و مهم ترین موجود یافت شده در ناحیه سمپاد: چوپانی در آن حوالی زندگی

 میکرد که زندگانی مرموزی داشت آن طور که بعدها در روزنامه اعتمادالسلطنه نوشتند نفر اول کنکور شد

 یک جفت نی به او  کادوییده شد. این چوپان دو گوسفند داشت . و بالاخره میرسیم به قسمت مهم

داستان آقا یه روز یک گوسفند اومد تو مدرسمون حالا گوسفند بدو ما بودو ناظم سوت بزن معلم ورزش

سوت بزن آخرشم اینقد دنبالش دوییدیم که دیگه بدبخت چارتا پا داشت چارتا پای دیگه هم از یکی از

 دوستان قرض گرفت و فلنگو بست... حالا شما بگید مرکز سمپاد باید جایی باشه که گوسفند رو برای

 چرا میبرن؟

البته فک نکنین اونجا خیلی سرسبز بودا نه.. گوشه کنار اسفالت به خاطر اب جو که بعضی وقتا بالا میزد

 و به خاطر لوله های اب شکسته چار تا علف سبز شده بود.

پشت مدرسمون یه کوچه بود که تو کوچه یه خونه بود که تو خونه یه پسری بود که هر روز آهنگ

میذاشت  صداشو هم کله میکرد سر امتحان زبانم دبیرمون در کمال خوشحالی گفت مگه بده مدرستون

موزیکاله...

بقیه مشکلات بمونه برا بعد

کی میاد بریم کله پاچه بزنیم ؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 1:31  توسط آریابُد  |